فرهاد ميرزا
50
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى )
منسوب به ايروان - در زمان امپراطور ماضى نيكولاى اين فوج را به اين امپراطور داده كه در شف او بود ، يعنى انتساب و اختصاص ايشان داشته و در چهاردهم نوامبر سنهء يك هزار و هشتصد و هفتاد و پنج روسى كه مطابق بيست و ششم نوامبر انگليس و موافق بيست و ششم شوال المكرم سنهء يك هزار و دويست و نود و هجرى است جشن خواهند گرفت . [ امپراطور ] در مملك قرم عيد گرفته به « پطربورغ » مراجعت خواهند فرمود . حضرت جانشين هم بدينجهت در قرم تا اواخر شوال تشريف خواهند داشت . سه روز بعد از آن شف نشان سفيد سنت جارچ امپراطور است كه در زمان امپراطور ماضى كه به قفقازيه تشريف مىآوردهاند در كوهستان قفقاز و داغستان به امپراطور گلوله انداخته ، جنگ كرده بودند . اين امپراطور رشادت و جلادت در جنگ به كار برده بود و امپراطور ماضى والد ايشان نشان خاج سفيد كه مخصوص جلادت در جنگ است به ايشان عنايت كرده است . اين دو عيد متقارب يكديگر به فاصلهء سه روز اتفاق افتاده است . در اين چند روز ايام جشن و نشاط است . القصه ، شهر تفليس نمونه شهرهاى فرنگستان است ، مشت نمونهء خروار است . « نالهء طنبور و آواز دهل * اندكى ماند به آن ناقور كل » جنوب و شمال او كوه است . كوه جنوبى بلندتر است و سختتر كه در بالاى او علامت برج و بارهء قديم است كه ولات گرجستان داشتهاند . رودخانهء كر - به ضم كاف عربى و رآء مشدد بر وزن حرّ - از ميان شهر مىگذرد . طرف جنوبى شهر زيادتر از شمالى است . خانههاى خوب و بازارهاى مرغوب طرف جنوبى است . هفت چشمهء آب گرم دارد كه همه در طرف جنوبى است . بعضى خيلى گرم است كه انسان را اذيب مىكند . از آبهاى گرم حمامهاى خوب ساختهاند . هيچ بوى گوگرد نمىدهد ولى همين كه به ميان حوض آب رفتى و درآمدى ، چنان است كه چند دست لعاب خطمى بر بدن و سر و ريش ماليده باشند كه مو و بدن را آنطور نرم مىكند . قونسولخانه دولت عليه ايران در جاى مرتفعى واقع شده كه بر اغلب شهر مشرف است . ميرزا اسد الله خان جنرال قونسول كه به اصطلاح ايران كارپرداز اول است سيد طباطبايى است . پسر ميرزا على اصغر مستوفى است و ميرزا على اصغر پسر ميرزا رفيع 32 است كه در عهد خاقان شهيد يكى از معارف تبريز بود و تا اوايل دولت وليعهد مرحوم در تبريز نيز حيات داشت . ميرزا اسد الله خان زبان فرانسه را خوب مىداند ، روسى هم ياد گرفته است . در تفليس خيلى به قاعده حركت كرده . تجار و تبعه از او راضى بودند و اولياى دولت روس هم با او كمال مهربانى را دارند . مايهء نيكنامى دولت عليه شده است . در دامنهء كوه شمالى ، قورخانه و جبهخانه و توپخانه است كه مشرف به شهر است . جمعيت شهر از همه فرقهها ، از ارمنى ، گرجى ، روس ، مسلمان ، كاتوليك و غيره به قدر يك صد و يك هزار است . از ميان شهر از طرف جنوب آثار ديوار قديم و برج و باره است كه از سنگ و كچ ساختهاند . چنان مشهور است كه قبر شيخ صنعان 33 در تفليس است و كليسايى است در